فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
207
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )
ذكر طلوع كوكب درىّ بايسنغرى از افق خلافت و ولادت شاهزاده ابو الفتح « 1 » بايسنغرخان سبك خيز اى نسيم صبحگاهى * برو تا « 2 » بارگاه پادشاهى به گرد آن سراپرده گذر كن * سراداران « 3 » خسرو را خبر كن ( 109 - پ ) كه خورشيد سعادت افسر آمد * ز برجِ خسروى ماهى برآمد فلك از نسل اوغوز « 4 » سرورى داد * درختِ باغِ نوشروان « 5 » برى داد ز ترك و فُرس پيدا گشت شاهى * كه ترك و فُرس را باشد پناهى از آن فرخنده طالع مىنمايد * كه هفت اقليم در حكمش درآيد نَجيب يَقتفى « 6 » آبائه الغرّ * غياث الملك و الدّين بايسنغر صبحگاه عيد بريد فرخنده پى در بلدهء قم رسيد و نويد طلوع خورشيد سعادت رسانيد و نمود كه از فلك اقبال اخترى درخشيده و از نهال جلال برى رسيده است . دولت كيانى باز ميل جوانى نموده كه از باغ نوشيروانى تازه بهار زندگانى چهره گشوده است و
--> ( 1 ) . P : در بيان ولادت فرزند ارجمند بايسنغر خان ابو الفتح . ( 2 ) . P : برتا . ( 3 ) . P : سرداران . ( 4 ) . F : ايغوز . ( 5 ) . F : نوشيران . ( 6 ) . F : تفيعى ؛ P : تقتفى .